رشت-ایرنا- شاید اگر پا به خانه ی میرزا نگذاشته بودم عظمت کار این شیرآهن کوهمرد گیلان را آنگونه که باید درک نمی کردم. دلیرمرد آرمانخواهی که برای آزادی و استقلال مردم میهنش امن و رفاه شهر و خانه را رها کرد و به دل جنگل و کوهستان زد.

خانه میرزا بنای تاریخی زیبای دو طبقه ای در محله استادسرای رشت است . چشمهایم را می بندم و کودکی های میرزا را در اتاقهای روشن و آفتابگیر و حیاط وسیع و پرگل عمارت در حال بازی تصور می کنم .

یونس فرزند میرزا بزرگ تاجر ابریشم اهل رشت سال ۱۲۵۷ در این خانه چشم به جهان گشود . او نیز  می توانست سالهای عمر را به آسودگی در همان حرفه پدری بگذراند و از امن و آسایش کافی برخوردار باشد .اما این بزرگمرد شریف گیلانی زیستن آرمانخواهانه و پرشکوه را به روزمرگی و تنعم رجحان داد.

نگاهی به تاریخچه نهضت جنگل

میرزا کوچک که پس از تحصیل در رشت به تهران رفت و در مدرسه محمودیه تهران به تحصیل علوم دینی پرداخت، با آغاز نهضت مشروطه ، ترک تحصیل و لباس کرد و به مجاهدین مشروطه خواه رشت پیوست.مردی بی باک در رفتار و در عین حال با اخلاق ، شفیق ، فروتن ، هواخواه آزادی و عدالت و پشتیبان ستم دیدگان و تنگ دستان.

یونس به عنوان یک کنشگر اجتماعی در تحصن مشروطه خواهان رشت شرکت کرد و پس از کشته شدن آقا بالا خان، سردار افخم، حاکم مستبد رشت به مجاهدین مشروطه رشت پیوست و از اوان فعالیت انقلابی به محرومان کمک می کرد . در اردوی مجاهدین برای فتح تهران حضور داشت و به علت رشادت تحسین برانگیز  در برخورد با نیروهای دولتی به عضویت کمیسیون جنگ برگزیده شد.
میرزا کوچک در جریان مبارزات مردم با دربار قاجار، برای کمک به ستارخان به سوی تبریز رفت، اما به علت بیماری نتوانست به تبریز برسد و به تهران بازگشت ولی ارتباطش با این مبارزان همچنان ادامه یافت.
این اسوه آزادگی همراه با اردوی مجاهدین برای رویارویی با محمد علی شاه که با پشتیبانی دولت روسیه تزاری برای دستیابی دوباره قدرت وارد خاک ایران شده بود به سوی گمش تپه حرکت کرد. وی در این جنگ زخمی و چند ماه در باکو و تفلیس بستری و معالجه شد.  این همان جنگی است که منجر به شکست قطعی محمد علی میرزا و فرار او برای همیشه شد.
فعالیتهای میرزا کوچک بعنوان مجاهد نهضت مشروطه حتی پس از استقرار نظام مشروطه ادامه داشت.
میرزا کوچک پس از تسخیر نواحی شمالی ایران به دست ارتش روسیه تزاری، یک گروه مسلح تشکیل داد و با کمک حاج احمد کسمائی از تجار بنام گیلان، روستای کسما را مرکز کار خود قرار داد. این گروه مسلح پس از مدتی گسترش یافت و تا پایان سال ۱۲۹۶ شمسی، بخش وسیعی از گیلان ، مازندران ، طارم ، آستارا و طالش را زیر نفوذ خود در آورد این جریان کم کم به نام نهضت جنگل شناخته شد.
هدف میرزا از تشکیل این نهضت دفاع از استقلال ارضی در مقابل بیگانگان بود، زیرا در آن زمان، ایران بین روسیه و انگلیس تقسیم شده بود و نهضت جنگل پناهگاهی بود برای روشنفکران و وطن دوستان سراسر ایران که به این نهضت پیوستند.
جنگلی ها اهداف سیاسی خود را در بیانیه ای چنین اعلام کردند” ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم. استقلالی به تمام معنی کلمه یعنی بدون اندک مداخله هیچ دولت اجنبی. اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هر چه بر سر ایران آمده، از فساد تشکیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم. حکومت موقت جمهوری حفاظت از جان ومال عموم اهالی را برعهده می‌گیرد. هر نوع معاهده و قراردادی که به ضرر ایران با هر دولتی منعقد شده است، لغو وباطل می‌شناسد.
 حکومت موقت جمهوری همه اقوام بشر را یکی دانسته‌، تساوی حقوق را در باره آنان قائل است و حفظ شعائر اسلامی را فریضه می‌داند.”

در آستانه کودتای رضاخان، شرایط سیاسی ایران شدیداً علیه میرزا کوچک جنگلی بود.در چنین شرایطی، سران نهضت جنگل چند راه بیشتر نداشتند یا باید تسلیم می‌شدند و اسلحه را زمین می‌گذاشتند، یا به روسیه پناه می‌بردند و یا این که ننگ تسلیم و پناه بردن به بیگانه و اجنبی را نمی‌پذیرفتند و تا آخرین قطره خون به مبارزه ادامه می‌دادند.
میرزا کوچک خان نه حاضر به ترک ایران شد و نه ننگ تسلیم به قوای دولتی را پذیرفت و سرانجام نیز ۱۱ آذر ۱۳۰۰ به شهادت رسید.
 

سر به دار جنگل

مصطفی شعاعیان در کتاب نگاهی به نهضت انقلابی جنگل منتشر شده در سال ۱۳۴۹ در وصف میرزا و نهضت مبارزاتی او چنین نوشته است: “صلابت خود را همراه با معصومیت حفظ کردن ، و بند و بست های زیرجلی دوست را همراه با احترامات گذشته افشا ساختن، و در همه حال راه عدم کرنش در مقابل دشمن و راه قهرمانانه عدم تسلیم را با پاهای چابک پیمودن ، این است آن چه میرزا هم چون سمبل و نماینده انقلاب ایران انجام داد.

این تاکتیک خوبی بود برای موقعیتی بد. تاکتیکی که نتایج حاصل از آن ، نه حیات علنی انقلاب که در هر حال میسر نبود ، بلکه بقاء معنویت نهضت را در برابر تاریخ و در برابر نسل های آینده تعیین کرد.

انقلاب در هم شکست، ولی به گند نکشید. پیشوا به خاکساری نرفت. پرچمدار ، پرچم را سرنگون نساخت. تبلور فردی انقلاب که در آن هنگام به همه روح و جان انقلاب مبدل شده بود، چون راهی برای زندگی مقدس انقلابی نداشت، با گام های استوار به سوی مرگ مقدس انقلابی پیش رفت. از این به بعد زندگی انقلاب در مرگ آن بود. چگونگی این مرگ بود که شرافت انقلاب را مشخص می کرد  ؛ و میرزا نیز دلاورانه مرگی قهرمانانه را برگزید ، تا زندگی و جان تاریخی انقلاب را نجات بخشد ؛ و نجات بخشید.”  

پاسداشتی شایسته

حفاظت مناسب از خانه میرزا و برگزاری تورهای آموزشی برای دیدار دانش آموزان و دانشجویان به همراه معرفی تاریخچه ای از مبارزات این دلیرمرد گیلانی برای پاسداشت و نکوداشت نهضت جنگل واجب است.

سازمان میراث فرهنگی گیلان اعلام کرد: “بر اساس تفاهم نامه منعقده با شهرداری رشت در خصوص ساماندهی و مرمت بناهای تاریخی در اختیار شهرداری، مرمت خانه تاریخی میرزا کوچک‌خان جنگلی در شهر رشت به‌صورت مشارکتی با همکاری شهرداری رشت و اداره‌کل میراث فرهنگی گیلان آغاز شده‌است.
کلیه اعتبارات مرمت و ساماندهی این مجموعه از طریق شهرداری رشت تامین شده و با نظارت کارشناسان معاونت میراث فرهنگی گیلان مرمت‌های لازم روی این بنا صورت می‌گیرد.”

گنجاندن تاریخ مستند نهضت جنگل در کتابهای درسی ، آفرینش آثار هنری در خصوص میرزا و یارانش و این نهضت آزایخواهانه اعم از فیلم ، نمایش ، شعر ، داستان،فیلم ،سریال، موسیقی، نقاشی ،مجسمه و دیگر رشته های هنری، پژوهش و برپا کردن کرسی های آزاد اندیشی و تحلیل صحیح این نهضت توسط استادان مجرب یکی از اقداماتی است که باید در پاسداشت این بزرگمرد تاریخ مبارزات مردمی ایران انجام شود.

به قول نوشته ای از روزنامه جنگل ” قول را عمل باید”.

یاد و خاطره دلاوری های میرزا و یارانش همچون کوه های سرسبز  این دیار و موج خروشان خزر در خاطره جمعی گیلانیان و ایرانیان ماناست.