رشت – ایرنا – هیاهوی شاد "چلّه شبان " در ضربآهنگ پر خوف و خطر کرونا محو شده است؛ دورهمی ها خاموش و گوشی ها روشن تر از همه وقت شده اند و این وارونگی برای آتشنشانانی که همه ساله زایش مهر را سال ها به دور از خانواده و در میان شعله های آتش به شوق نجات گذرانده اند، عادی جلوه می کند.

چله شب در فرهنگ‌ سرزمینمان زایش مهر است و ایرانیان در این شب برای گرامیداشت فروغ خورشید و ستیز با سیاهی گرد هم می آمدند؛ سفره می گستردند و روشنی را با حافظ و قصّه بزرگان به جشن می نشستند اما کرونا آئین ها را در سراسر جهان دیگر کرد؛ دیدار ها منع و جشن ها مجازی شد.
کرونا سبک زندگی را در جهان دگرگون کرد؛ بطوریکه اروپایی ها نیز در آستانه جشن کریسمس فروش ابزار آتش بازی را منع و آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان نیز اعلام کرد هر خانوار تنها می تواند تا چهار نفر از فامیل نزدیک خود را برای سه روز در ایام کریسمس دعوت کند.
اخبارِ منع رفت و آمد شب چلّه برای ایران و کریسمس برای آن سوی آب ها از تلویزیون در حال پخش بود که فردین، میهمان آتشنشانمان با شوخ طبعی می گوید: یک بار هم شما حال آنانی را درک کنید که نه تنها در هیچ آئینی در کنار خانواده نیستند بلکه در هیاهوی آئین ها با آتش و خطر دست و پنجه می سایند تا شاید جان انسان های بیشتری در امان بماند.
مزاحش غلیظ تر می شود و ادامه می دهد :” آن زمانی که بی بی جون قصه می گفت؛ حرفای “سربسه” می گفت؛ قصه سبز پری- زرد پری، قصه سنگ صبور، بز روی “بون “، قصه دختر شاه پریون؛ هیچ فکر می کردید آتشنشانان، پرستاران، پزشکان، پلیس و دیگر افرادی که بی مفهوم زمان پای کار هستند، چه می کنند؟ هیچ می دانستنید وقتی همه می گریختند آنان می شتافتند؟ “
اگر چه فردین به شوخی سخن می گفت، اما خبرنگاران آموخته اند همیشه ۹۰ درصد شوخی جدی است و نباید به راحتی از مباحث مطرح شده اطراف گذشت؛ همین شد که ایرنا گیلان در تماس های مکرّر، زمان انجام مصاحبه با تیم آتش نشانی را تنظیم کرد چرا که زمانشان در اختیار خودشان نیست.

باران شمال، سردتر از همه وقت می بارید؛ مجسمه برنزی آتش نشان و ماشین های آتشنشانی، نشانی بر صحت آدرس بود ؛ پس از چک کردن کارت خبرنگاری و راهنمایی اطلاعات، پلکان دلبازی را تا چندین طبقه طی کردیم تا به دفتر محمد علیزاده معاون عملیات سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری رشت رسیدیم و صدای بیسیم ها مدام رشته کلام را می گسست.
جالب بود؛ همه پرسنل لباس های یکدست فرم، نزدیک به لباس پلیس به تن داشتند و نشانه های ایمنی اعم از کپسول آتش نشانی  بسیار پر رنگ بود.
علیزاده می گوید : شما از شادی و آئین می گویید و چقدر این واژه ها به اضافه واژه سفر برای تیم آتشنشانی زیبا و دور از دسترس جلوه می کند چرا که جنس کار ما آتش، خطر و حادثه است؛ کارمان نماد بارز گوش به زنگ بودن است و زمان برایمان مفهوم ندارد.
او ادامه می دهد: آتشنشانان شریک غم مردم هستند؛ سوگند خوردند و نجات آدمیان برایشان والاتر از هر چیز است اگر چه به هنگامه آئین ها نیز نشانه ها را در کنار هم پاس می دارند.
وی پیشنهاد می دهد از دغدغه ها سخن بگوید و می گوید : آئین ها میراث هستند و بسیار قابل احترام اما کاش از بیمه خانه های مسکونی و واحدهای تجاری بیشتر بگوییم.
او ادامه می دهد : جنس کار ما حادثه و بحران است؛ آتش نشانان براساس شغل ویژه خود بطور ۲۴ ساعته در معرض بسیاری از استرس های روحی و روانی و صدمات فیزیکی، شیمیایی و غیره قرار می گیرند و با توجه به مطالعات و بررسی ها در هر مأموریت می توانند در معرض عوامل زیان آور مختلفی قرار گیرند که سلامتی آنان را تهدید می کند.

معاون عملیات سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری رشت می گوید: صدای زنگ حریق و حادثه، استرس رانندگی و ترافیک، ترس و دلهره انجام بهینه عملیات، رویت صحنه های دلخراش و تالم آور، استرس جوابگویی به بی سیم، دود و گاز های سمی، تماس یا جذب مواد شیمیایی از طریق پوست، شدت حرارت در محل حریق، صدمات فیزیکی در حین انجام وظیفه، عوارض ناشی از وقوع انفجار در صحنه حادثه بخشی از آن چیزی است که بر آتشنشانان می گذرد.
علیزاده ادامه می دهد: دردِمان مضاعف می شود آن گاه که سرمایه دهها ساله یک خانواده جلوی چشمانش دود می شود و می دانیم خانه بیمه نبوده چرا که صاحب خانه هیچ گونه آموزش و آگاهی در خصوص بیمه نداشته است.
وی اضافه می کند : متاسفانه  این درحالی است که ممکن است بارها و بارها تبلیغ پفک نمکی از شبکه های متعدد صدا و سیما پخش شود اما با وجود تعدد شرکت های بیمه هیچ آگاهی در خصوص بیمه آتش سوزی داده نمی شود و ما باید شاهد صحنه های بی سرپناه شدن افرادی باشیم که سال ها با عزت زیسته اند و به یکباره دار و ندارشان پیش چشمشان دود می شود و پس از حادثه آن هم با نامه نگاری های بسیار یک چادر مسافرتی و کمی تجهیزات گرمایشی عایدشان می شود.
علیزاده می گوید: سبک معماری خانه های گیلان و عمودی شدن آنها بگونه ای است که اگر حلقه اتصال آتش توسط آتش نشانان قطع نشود دیرزمانی نمی گذرد که کل شهر می سوزد؛ اما متاسفانه بر اساس آمار هشت ماهه کمتر از ۲۵ درصد واحدهای مسکونی و ۳۴ درصد واحدهای تجاری که در رشت دچار حریق شده اند دارای بیمه آتش سوزی بوده اند.
علیزاده، وضعیت تجهیزات سخت افزاری و نیروی انسانی رشت را خوب توصیف می کند اما می گوید : متاسفانه نوسانات دلار، برنامه ریزی بودجه ای را با مشکل مواجه کرده و برای تامین تجهیزات مصرفی آتشنشانان مانند دستکش، چکمه، لباس، لوله های نواری، دستگاه های تنفسی و بقیه موارد با مشکل مواجه می شویم که با همیاری معتمدان شهر و تعامل مسئولان تاکنون جانمانده ایم اما امیدواریم وضعیت بودجه این سازمان بیش از همیشه مورد اهتمام قرار گیرد.
 وی می گوید : ۴۰۲ نفر نیرو داریم که ۳۶۰ نفر از آنان را نیروی عملیاتی تشکیل می دهد و در قالب سه شیفت در ۱۴ ایستگاه در شهر بدلیل دسترسی آسان پراکنده شده اند.
وی ادامه می دهد: از نیروی انسانی مناسبی برخورداریم و اخیرا نیز ۲۷ نیروی جدید طی فرآیند دوساله جذب و در سه ایستگاه متمرکز شده اند.
وی اضافه می کند: اطفاء حریق، حوادث و خدمات ایمنی سه درخت بزرگ فعالیت های این سازمان است که هر کدام زیر شاخه هایی دارد؛ در هشت ماهه امسال سه هزار و ۳۷۸ مورد حادثه شامل یک هزار و ۷۶۲ اطفاء حریق، ۷۶۱ حادثه و ۸۵۵ خدمات ایمنی رخ داد که نیروهای این سازمان موفق شدند در این حوادث ۵۷۸ نفر را نجات دهند.
صحبت های معاون عملیات سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری رشت تازه اما پر از حس حادثه بود که یکی از آتشنشانان با لبخند گفت: همیشه هم حادثه نیست؛ آتش نشانان نیز آئین ها و میراث بجا مانده از نیاکانشان را نیک می دانند؛ چِلّاشَو (شب چلّه) را از ما بپرسید که رسم داریم ۴۰ نوع خوراکی برای آن شب تهیه کنیم؛ می خندد و باصفا نام می برد کدوپخته، نخود برشته، حلوا و شیرینی، هندوانه، خوج (گلابی محلی)، کونوس (ازگیل) و چه بسیار دیگر که اگر چه قیمت ها این روزها زبانه می کشند اما به هر روی خانواده هایمان به قدر وسع همراهمان می کنند و اگر حادثه ای رخ ندهد ما نیز جشن کوچکی بر پا می کنیم.

 
در فرهنگ مردمان گیلان، سه ماه زمستان به دو چله تقسیم می شود ‘پیله چله ‘ یا ‘چله بزرگ’ که از اول دی آغاز و تا دهم بهمن ماه ادامه می یابد و ‘ کوچه چله ‘ یا ‘چله کوچک ‘ که از دهم بهمن تا ۲۰ اسفند است.
‘پیله چله ‘را در گویش عامیانه ‘پیله برار’ (به معنی برادر بزرگ) نیز می گفتند و معتقد بودند در این مدت هوا سرد و گزنده و احتمال بارش برف زیاد است و برفی که در این مدت می بارد نیز دیرتر آب می شود.
گیلانی‌ها آداب و مراسمی برای شب چله دارند که برخی از آنها در تمام استان یکی است و برخی به مناطق خاص تعلق دارد مانند بردن «شب چله‌ای» برای نوعروسان که در خانواده‌هایی که در همان سال، پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند، رسم است که طَبَقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند؛ در این طبق، میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولاً ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزئین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت روزی زوج جدید و همچنین سلامتی می شود که امسال بدلیل محدودیت های کرونا می بایست سلامت را بر آئین ترجیح دهند.

گاهی آدم‌ها شبیه آب هستند؛ هم زنده هستند و هم زندگی می‌بخشند؛ مانند بارانی می‌شوند و بر جهان می‌بارند؛  آتشنشانان چناند؛ هفتم مهرماه ۱۳۵۹ پالایشگاه آبادان منفجر شد و به پاس جانفشانی آتش نشانان سرزمینمان هفتم مهرماه روز آتشنشان نام گرفت و هنوز داغ دلمان از حادثه پلاسکو تازه است؛ حادثه ای که حتی کودکان هموطن را در جای جای دنیا به همدردی واداشت و در پاسداشت تلاش های پر ارج این قهرمانان، مدادهای رنگی تیز کرده و تلاش های آنان را بر کاغذ نقش کردند.
 

نیاکان ما در هفت هزار سال پیش به گاه‌شماری خورشید دست پیدا کردند و با تفکر و تأمل دریافتند که نخستین شب زمستان، بلندترین شب سال است؛ پس، طولانی ترین شب سال را اگر چه بدون حس دست های گرم آنانی که دوستشان داریم می گذرانیم اما با آرزوی پایان این روزهای دوری،  با شاهنامه و حافظ  بیدار می مانیم تا شاهد فروغ خورشید باشیم و قدر می دانیم آنانی را که به پاس نیک اندیشی و نیک رفتاری جامه تعهد پوشیده و چنین شبانی را از صفای حضور در جمع خانواده گذشته و به نجات، التیام افشانی و گره گشایی از کار همنوعان می گذرانند.