عادله زاهدی گفت:فرصت زندگی یکبار است و ما نباید بگونه‌ای زندگی کنیم که بخاطر از دست دادن فرصت ها حسرت بخوریم ،یک انسان به دنیا آمده است تابه تکامل برسد انسان ها ارزش خود را فارغ از جنسیت درک کنند.درواقع همه ما با توانمندی های مختلف آفریده شدیم و این توانمندی های متفاوت می‌توانند چالش های مختلفی را در دنیا پوشش دهند.

پایگاه تحلیلی خبری درگیلان به نقل از ندای گیلان-نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی‌انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است.

زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های بعضاً خوشایند راه خود را در پیش گرفته اند و حالا پرآوازه شده اند. قصد داریم هر هفته سراغ یکی از این زنان موفق برویم و به گفتگو با آنان بپردازیم.

میهمان این هفته ندای گیلان در شنبه ها با زنان موفق یک بانوی نویسنده است.

خودتان را معرفی کنید و از سوابق و فعالیت های خود بگویید؟

عادله زاهدی هستم،کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دارم و در همین حوزه فعالیت می‌کنم.
چاپ داستان هایم از سال ۱۳۷۵در نشریات و  مجلات داستانی از جمله”همشهری داستان””گلستانه””عطر شالیزار””عصرجمعه ” روزنامه های “فرهیختگان –خزر-جنوبگان-پیوندایرانیان- و…بوده و همچنین چاپ داستان هایم از سال ۱۳۸۸در کتاب(مجموعه های) مشترک ازجمله ،”داستان های کهن ،انسان های مدرن”- “سه شنبه های خرمالویی”-“خاطرات من از اولین باری که مُردم”
. برخی از داستان هایم در جشنواره های داستانی برگزیده شدند، به عنوان اثر برگزیده در مسابقه ملی چراغ مطالعه – کسب رتبه چهارم در جشنواره منطقه ای  وارنیک—کسب رتبه سوم جشنواره سراسری داستان نویسی خلاق دانشجویی-کسب رتبه دوم در مسابقه داستانی ملی نشر سه سه تار.
اولین کتاب مستقل من، با عنوان “گربه رقصان” دربرگیرنده ۳۸ داستانک که اغلب دارای مضمون اجتماعی هستند و طی سال‌های۸۸تا ۹۶ در نشریات به چاپ رسیده و اکنون به صورت یک مجموعه گردآوری و منتشر شده است.
مجموعه داستان «گربه رقصان» سال ۱۳۹۹ در ۹۲ صفحه، با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و به قیمت ۲۰ هزار تومان از سوی نشر سمام منتشر و روانه بازار کتاب شده است.
“وارث اسب مرده” نام دومین کتاب مستقل من هست که این کتاب به همت نشر چلچله در ۱۰۶ صفحه و با قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده است.
این اثر دربرگیرنده هفت داستان کوتاه با عناوین ؛ آفتاب ترسک، جن خوب خانواده، کلاغ سفید، کلاه ایمنی، اتاق اضافی، سه اپیزود برای یک خانه در حال مرگ و وارث اسب مرده است.
داستان هایی که در این مجموعه گردآوری شده اغلب پیرامون مسائل اجتماعی و خانوادگی است و در آنها به مشکلاتی چون تنهایی انسان معاصر و مسائل هویتی، پرداخته شده شده است.
داستان های این مجموعه اغلب طی سال گذشته نوشته و بازنویسی شده اند بجزدو داستان «اتاق اضافی» که برگزیده دومین دوره جایزه ادبی چراغ مطالعه و داستان «آفتاب ترسک» که موفق به کسب رتبه سوم در جشنواره داستان‌نویسی خلاق، پنجمین دوره مسابقات سراسری داستان کوتاه دانشجویان ایران- در سال ۱۳۹۷ شده است

اگر نویسنده نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کرد؟

عنوان شغل برایم ارزشمند نیست بلکه مفید بودن و صحیح انجام دادنِ کار درست برایم دارای اهمیت است و فکر می‌کنم تاحدی در این امر توانسته ام موفق باشم.
از طرفی نوشتن داستان یکی از مهم‌ترین علاقه‌مندهایم بوده و هست.معتقدم داستان در هر مدیومی که باشد به من امکان تجربه یک زندگی جدید را می دهد. هرچند بسته به‌نوع مدیوم ممکن است میزان اثرگذاری و گرفتن تجربه فرق کند.
اما از آنجاکه داستان نویسی آینده شغلی و زندگی مرا تامین نمی‌کند نه من بلکه اکثر همکاران من در این حوزه و  با توجه به اینکه برای یک خانم در کشور ما و کلا جهان سوم مشکلات زیادی در حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که یکی از مهمترین شان دغدغه مشکلات اقتصادی است، به همین دلیل از ابتدا داشتن شغلی ثابت برای امنیت نسبی اقتصادی برایم مهم بود.

چه چیزی یا کسی وقتی ناراحت هستید حالتان را خوب می کند؟

معمولا،اولین انتخابم مطالعه است.بیاتوجه به اینکه وقتی تصمیم داشتم هنر نوشتن را جدی بگیرم، در این مسیر بسیار به من توصیه شده بود که کتاب بخوان. زیاد کتاب بخوان و بعد ازآن، زیاد بنویس.
بعد از خواندن ونوشتن دومین گزینه ورزش بخصوص کوهنوردی است. کوهنوردی بخاطر ترکیب توام حضور در طبیعت و ورزش، برایم بسیار آرامش بخش است.

آیادر مورد  زندگی زنان گیلان نوشته اید. وجه تمایز زندگی زنان گیلانی چیست؟

دراغلب نوشته هایم به زنان و دغدغه هاشان پرداخته ام، باتوجه به آنکه زنان گیلانی از دیرباز با به روز بودن و پذیرش فعالیت  بیرون از خانه معمولا مسئولیت های زیادی را به عهده می گیرند و از طرفی بنابه شغلم(روانشناسی) ، به تناوب با زنان متعدد در جایگاه مختلف اعم از هنرمند، ورزشکار، سرپرست خانوار، کارمند، کارگر، خانه دار،فعال  اجتماعی ، کشاورز مصاحبه داشته ام ،نوشتن از زنان بخصوص زنان گیلانی برایم مهم بوده اما  تاکنون برایم فرصت نوشتن داستانی در این زمینه فراهم نشده است.

آخرین کتابی که خواندید چه بود ؟و دوست داشتید کدام کتابی که خواندید، خودتان نویسنده آن بودید؟

معمولا اگر فرصتی دست دهد چند کتاب همزمان برای مطالعه دارم. کتابی در محیط کار و کتاب دیگری در منزل.  کتاب هایی از نویسندگان کلاسیک و مدرن و در کنارشان کتاب های مربوط به روانشناسی  را مطالعه می کنم .
درپاسخ به  سوالتان، می توانم بگویم تا به امروز چند بار به این فکر کردم که کاش جای فلان نویسنده بودم اما اولین بار که این فکر را کردم برایم یکی از شیرین ترین خاطرات را رقم زده است،اول راهنمایی بودم و دخترخاله بزرگم به عنوان هدیه تولد چند کتاب داستان به من کادو داد؛هنوز نام کتابها در خاطرم مانده ؛ماجراهای هاکلبری فین و لک لک ها بر بام .
هنوز بخاطر دارم که بعد از پایان ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین از خوشحالی بغض کرده بودم و به خودم می گفتم کاش نویسنده این کتاب من بودم.

مشکلات نشر در کشور و گیلان چیست؟

بالارفتن سرسام آور بهای کالاها در سالهای اخیر و بالطبع افزایش بی رویه قیمت کاغذ و بهای چاپ کتاب و قیمت تمام شده پشت جلد کتاب می تواند باعث کاهش انگیزه برای خرید کتاب های کاغذی شود.
افت توان اقتصادی انتشارات کمترشناخته شده شهرستان، مشکلات و محدودیت پخش کتاب بخصوص در شهرستان ها ،درکنار گاهی  متاسفانه لابی گری برخی انتشارات شناخته شده که چاپ کتاب به هزینه خود را متقبل می شوند و  منجر به فشار مضاعف اقتصادی شده بر نویسنده ای که می خواهد کتابی را چاپ کند.
البته خوشبختانه با توجه به گسترش استفاده از گوشی های هوشمند، مطالعه صرفا به خواندن کتاب کاغذی خلاصه نشده وامکان جدیدی که کتاب الکترونیکی بوجود آورده تا حدی راه گشاست.

توصیه شما به دخترانی که دوست دارند جایگاه خودشان را در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده و بدرخشند چیست؟

موفقیت جنسیت نمی‌شناسد اما بالطبع در عرصه رقابت زنان و دختران با سختی های بیشتری مواجه هستند و نیاز به تلاش مضاعف دارند. زنان باید بیشتر برای رسیدن به اهدافشان در هر زمینه پشتکار داشته باشند.

چطور می‌توان در عین مادر بودن، صرف زمان برای تربیت فرزندان، موفق بود?

طبیعتا برقراری توازن بین وظایف و نقش همسری و مادری و همزمان داشتن مسئولیت اجتماعی کمی دشوار است چون وظایف مضاعفی را بدنبال دارد و گاه مرز باریک بین این نقش ها که باید از هم تمیز داده شود سخت می شود وبه نظرم نباید برای نشو نما در عرصه کاری و اجتماعی، عرصه مهم دیگر یعنی خانواده دچار خسران شود.
البته در خانواده ها، همسران آگاه و با احساس تعهد در تغییر درست بعضی از این نقش ها که نمی تواند صرفا مردانه باشد یا زنانه،  همراهی و تلاش می کنند و این خیلی خوب است.

عامل موفقیت خود را چه می‌دانید؟ و بزرگترین آرزوی شما چیست؟

به هرحال همه افراد هم موفقیت را تجربه می کنند و هم شکست را. برای رسیدن به هر موفقیتی هم باید به معنای واقعی تلاش کرد و زحمت کشید.
نظر لطف شماست که مرا فرد موفقی خطاب می کنید، چون فکر می کنم هنوز برای رسیدن به موفقیت باید زحمات زیادی بکشم. به نظرم واژه موفقیت هم مانند بسیاری از مفاهیم، نسبی است .در این راه نباید دلسرد شد و همچنان ادامه داد.یکی از مهمترین آرزوهایم برای مردم دنیا بخصوص مردم ایران،زندگی  در صلح،آرامش و سلامت است.

حرف آخر با دختران و زنان گیلانی؟

فرصت زندگی یکبار است و ما نباید بگونه‌ای زندگی کنیم که بخاطر از دست دادن فرصت ها حسرت بخوریم ،یک انسان به دنیا آمده است تابه تکامل برسد انسان ها ارزش خود را فارغ از جنسیت درک کنند.درواقع همه ما با توانمندی های مختلف آفریده شدیم و این توانمندی های متفاوت می‌توانند چالش های مختلفی را در دنیا پوشش دهند.
به دختران وزنان عزیز گیلانی می گویم خودتان را با تمام وجود و با هر خصیصه ای که دارید باور کنید و استعدادتان را کشف کنید و مطمئن باشید ممکن است رسیدن به موفقیت سخت باشد ولی محال نیست