رشت- ایرنا – بانو ، نمد ، سیاه چادر، چند دست لباس گرم ، تعدادی ظروف آشپزخانه و قدری آذوقه را زاد ره کوچ می کند. حسرت هم (سره لس) یا همان چوب دستی چوپانی اش ، (باشلق) شولا و نی لبک اش را برای رفتن به ییلاق بر می دارد.

به قول اخوان ثالث “به‌سان رهنوردانی که در افسانه‌ها گویند،گرفته کولبارِ زادِ ره بر دوش، فشرده چوبدست خیزران در مشت،گهی پرگوی و گه خاموش،در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه می‌پویند.به‌سوی سبزه‌زارانی که نه کس کشته ندروده “.

عشایر دامدار ، در مناطق غرب گیلان، در طول سال برای  یافتن  مراتع سرسبز در ییلاق و قشلاق چندین بار اقدام به کوچ می کنند که عبارتند از کوچ به آجور و مناطق جلگه، کوچ به میان بندها، کوچ به دامنه مراتع و کوچ به مراتع سرسبز و ارتفاعات بالا دست.

 نیمه ی فروردین که فرا می رسد عشایر غرب گیلان کوچ بهاره ی خود را از مناطق جنگلی به سمت میان بندها شروع می کنند.وقتی در میان بندها مستقر شدند حق ورود به مراتع را ندارند زمان ورود به مراتع وقتی است که علفهای مراتع به دو برگی برسند و دانه افشانی علفها تمام شده باشد چون قبل از این موعد اگر دامها وارد مراتع شوند مراتع از بین می روند . از  نیمه خرداد به بعد دامها و احشام کوچک وارد مراتع سرسبز و ارتفاعات بالادست می شوند.

 کوچ، در فرهنگ مردم رضوانشهر و تالش با سختی و تلاش عجین شده است، مردان و زنان این دیار باحرکت در دل کوه‌ها و جنگل ها، برای کسب روزی حلال و تأمین معیشت، شب و روز آرام و قرار ندارند.  کوچ پاییزه از اواخر شهریور تا نیمه مهر است که  دامداران  به سمت میان بندها بر می گردند.در کوچ بهاره بچه ها همراه شان است ولی در فصل سرد سال کمتر بچه ها را با خود می برند .

 حسرت پورجانی، از عشایر دامدار جهانگیریه رضوانشهر  است . او را تقریبا هیچگاه نمی شود بدون چوبدستی اش دید ، چوبدستی برای دامداران از ارزش خاصی برخوردار است نه تنها وسیله دفاعی بلکه یک جور نشان است که حتی در مراسم عروسی نیز به دست می گیرند.  در مناطق رضوانشهر، ماسال، فومن، شفت و تالش به چوب دستی دامداران سره لس می گویند .این چوبدستی از چوب سر راست ازگیل وحشی درست می شود  و پس از بریدن در آتش گذاشته و پس از کندن پوست آن را داخل خاکستر می گذارند و پس از چندروز بیرون می آورند.

می گوید: تاکنون مدرسه نرفته ام و سواد خواندن و نوشتن ندارم ولی بانو تا پایان کلاس نهم درس خوانده است و پابه پای من در همه سختی ها و خوشی های زندگی آمده.۴۴ سال سن دارم و دارای ۳ فرزند(دو پسر و یک دختر) می باشم که یکی از پسران و دخترم ازدواج کرده اند و هیچ کدام از آنان علاقه ای به شغل دامداری و عشایری ندارند دانشگاه رفته اند  و زندگی شهری را دوست دارند.

حدود ۱۰۰ رأس گوسفند و بز، ۲۰ رأس گاو و گاومیش، ۲ رأس اسب و ۴ قلاده سگ گله دارم. می گوید :  فصل پشم چینی گوسفندها دو بار در سال است یک بار بهاره هنگامی که دامها وارد مرتع می شوند از اواخر خرداد ماه  و یک بار هم پاییزه که اوایل پاییز پشم چینی شروع می شود.

زندگی دامداری و عشایری،  بسیار سخت و طاقت فرسا است. فرزندانم هیچ علاقه ای به شغل دامداری ندارند و من با همسرم تنها هستیم و هیچ وقت فرصت پیدا نمی کنم به شهر بروم.

 سخت ترین زمان برای ما ایام زمستان است و وقتی که گله را به مناطق پائین دست و جنگل های پره سر می بریم و در شب های سرد زمستان و هوای یخبندان با کمبودعلوفه، سرمای طاقت فرسا، حمله حیوانات درنده از قبیل گرگ و خرس مواجه می شویم.

 گرانی قیمت علوفه  از دیگر مشکلات ما است  و اغلب مواقع توان تهیه و خرید آنرا نداریم و به همین دلیل جوانان و نسل امروز حاضر به همکاری و ادامه این شغل نمی باشند.

حسرت روایت می کند که زمستانها وقتی برف زمین را می پوشاند و از گیاه خبری نیست برای گله علوفه می ریزند و آهوهای گرسنه نیز با آنها شریک می شوند . 

 زندگی عشایر و دامداران در  قدیم بسیار سخت بود و بدلیل نبود امکانات از قبیل، جاده  و وسیله نقلیه ، ناگزیر باید از چهار پایان برای حمل و جابجایی بار استفاده می کردیم و بدلیل صعب العبور بودن راه ها، بسیاری از مواقع شاهد سقوط و تلف شدن حیوانات و وسایلمان می شدیم ولی امروزه با وجود امکانات و راه های مناسب، تردد و کوچ برای ما آسان شده است.

حسرت ادامه می دهد: اندل، جهانگیریه، چاله چاله و جنگل های پره سر از جمله اقامتگاه های ما برای کوچ در طول سال می باشند و برای تهیه و تأمین چوب برای  ساخت سرپناه خود و دامهایمان در این مناطق همواره با مشکل مواجه هستیم.

ما دامداران وابستگی خاصی به طبیعت و جنگل داریم  و درختان جنگل برای ما بسیار مقدس و قابل احترام است چون نشانه الهی هستند.

  طبق اعتقاد و باور ما، قطع درخت مساوی است با کشتن یک موجود زنده و حکم قتل را دارد و هرگز این کار را نمی کنیم ولی برای گذران زندگی به شاخه های خشک و افتاده بر زمین درختان نیازمندیم.

 وی می گوید: درختان جنگل، دوستان روز های تنهایی ما هستند وقتی که همراه گله و دام در داخل جنگل هستیم، نگاه ما به قامت برافراشته درختان است و وقت و بی وقت با درخت حرف می زنیم و آرامش را به ما هدیه می کنند.

حسرت که گله را از چرای شبانه باز می گرداند بانویش  وسیع ایمانی سریع بساط چای و صبحانه را  آماده می کند. برایش چای تازه دم می ریزد، سپس چوب مخصوص نخ ریسی (دوک) را بر میدارد و مشغول نخ ریسی با پشم گوسفند می شود.

 بخشی از سختی های زندگی اعم از دوشیدن شیر، تهیه و پخت غذا، اداره امور داخلی زندگی، تهیه فراورده های لبنی اعم از ماست،  پنیر، دوغ، لورد، کره،  و در کنار آن تولید صنایع دستی(جوراب بافی و نخ ریسی) از وظایف زنان محسوب می شود .

 وسیع بانوی مهمان نواز تالشی می گوید: حاضر نیستم شوهرم را دست تنها بگذارم، این زندگی دلنشین و انس با طبیغت را رها کنم و خود را در آپارتمان های شهری زندانی کنم.

بانوان عشایر، یک لحظه هم از کار فارغ نمی‌شوند و مدام در حال تدارک وسایل مورد نیاز خانواده و جمع کردن هیزم هستند، سپیده نزده آتش تنور را روشن می‌کنند و ابتدای روز نان گرم می پزند و برای صبحانه آماده می کنند.

 وظایف زنان عشایری به این کارهای پرزحمت خلاصه نمی‌شود و در طول دوره ییلاق قالیچه و گلیم هم می‌بافند.

نوای نی و آواز تالشی  اوقات تنهایی و خستگی آنها را پر می کند .

با حسرت و بانوی مهربانش وداع می کنیم و نمی دانیم با بی علاقگی جوانان به ادامه این زندگی کوچ عشایر تا چه زمانی در این مناطق ادامه می یابد .

گیلان ۲ هزار و ۱۰۵ خانوار عشایر کوچ رو دارد .شاید آنان از آخرین نسلهای عشایر باشند که داستان کوچ را برای ما روایت می کنند . 

عشایر و جوامع بومی در کنار فعالیت برای پرورش دام و  تامین خوراک مردم می توانند بهترین حافظان طبیعت و جانواران وحشی باشند.