سیده نگاررونقی در گفتگو با ندای گیلان بیان کرد:تجربه های ما همیشه مهمترین معلم ماست.

پایگاه تحلیلی خبری درگیلان به نقل از ندای گیلان/نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی‌انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است.

زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های بعضاً خوشایند راه خود را در پیش گرفته اند و حالا پرآوازه شده اند.ما قصد داریم هر هفته سراغ یکی از این زنان موفق برویم و به گفتگو با آنان بپردازیم.

میهمان این هفته شنبه ها با زنان موفق گیلانی بانوی نویسنده، گوینده و هنرمند است، اهل شعر و هنر که جایگاه بانوان را خاص و ویژه در تمام عرصه ها میداند و معتقد است بی ادبیات وشعر نمیتوان زندگی کرد. مشروح گفتگو را در ادامه می خوانید:

۱- خودتان را معرفی کنید و از سوابق و فعالیت های خود بگویید؟
اینجانب سیده نگاررونقی کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی وآغاز ارشد در روانشناسی،مجری، سخنران ،رتبه ی اول در دانشگاه امیرکبیر برای شجاع ترین سخنران
برگزاری دوره های مجازی و حضوری در دانشگاه موسسه و مراکز مشاوره و در حال حاضر تدریس فن بیان و تقویت اعتماد به نفس در مدرسه ی غیرانتفاعی و برگزاری کلاس های تابستانه در مدارس ،اجرای صحنه ی:همایش ها، سمینار ها، جشنواره های هنری و ادبی،کاندیدای چهره ی برتر سال در گیلان در جشنواره گیل دختر ۱۳۹۹، نفر اول در بخش گویندگی پویش اعتماد بیدار، نفر اول در جشنواره دکلمه خوانی، نماینده ی برگزاری سمینار های ایماژ در رشت ، مجری سلبریتی نیوز در رادیو رشت و….، گواهی نامه ی بازیگری ، گواهی نامه ی مجریگری و اجرا ، مدرک اعتماد به نفس و عزت نفس، مدرک فن بیان ،گذارندن آموزش مجریگری در آموزشگاه سینمایی هفت و….

۲- درمورد موضوع وانگیزه کتابتان مختصری بفرمایید:

کتاب نامه ای به او از شاعران و نویسندگان بخواهید عاشق نباشند و بنویسند آنوقت چه میشود؟
فکرش را بکن!آنجا که حافظ میگوید، اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد،منو ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم ،تفال در حافظ مرهم دل های عاشق بود
چیست والاتر از عشق در کلام او؟
شاید باید ساده تر بگویم،به زبانِ علیرضا آذر،قصه های کهن از چشم تو آغاز شدند شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند، یا محمد صالح علا که محبوبش را جشنِ دلش دعوت میکند ،با محبوبش مینشیند با محبوبش میخندد،کافیست بدانی بی عشق هیچ داستانی وجود ندارد.
قطعا ادبیات یکجای کارش میلنگد آنوقت…
#نگاررونقی
همیشه دوست داشتم در اجراهایم حرف هایی را بزنم که امضای شخصی خودم باشد که چیدمانی را به یادگار داشته باشم هرچند که به گمانم مانده است تا به نقطه ای برسم که چیدمان هایم را کتاب بنامم .
من قطره ای از دریای بیکرانِ ادبیات هستم.

۳- با چه چیزی یا چه کسی وقتی ناراحت هستید حالتان را خوب مشود؟

لذت بخش ترین لحظاتم‌تو خیال میگذرد،خیالاتی‌که به واقعیتم ارزش بیشتری میبخشند. واقعیت به تنهایی چیزهای زیادی کم دارد.من آدم های زیادی را میشناسم که از تنهایی با خویشتن فرار میکنند.گویی سایه ای بر سَرشان افتاده است یا دزدی دنبالشان کرده است چنان فلاکت بار میدوند برهنه و پُر از خیال اینکه چه چیزی عمیقا شادمان میکند بستگی به خودمان دارد .کِشتی از دور رد میشود من دست تکان میدهم با هیجان!
الهی که مسیرش را کج نکند الهی که من بَلد باشم لبخند را بسازم،الهی که موج دریا آرام باشد.
راستش را بخواهید من تا وقتی یادم است خودم را سرگرم کارهایم کردم آنقدری که گاهی از فرطِ فشردگی و خستگی باید برنامه هایم را بارها بنویسم به همین خاطر نامش را زندگی گذاشته ام و همچنین تسکین اما ناگفته نماند که من خواهر دوقلو دارم که همراه، جان و تَن من است .
خواهرم و خانواده ام حرف اول در بهتر شدن حالم را دارند و همچنین عزیزانی که دوست میدارمشان و دوست میدارن منِ کوچک را.

۴- بنظرشماوجه تمایز زندگی زنان گیلانی چیست؟

گویش زیبا و مهمان نوازی
مهرشان و باید بگویم سخت کوشی زنان گیلانی که برای اشتغال زایی و کسب درآمدشان پا به پای مردان کار میکنند
و بسیار قابل تحسین است
چرا که به گمانم یک زن هیچ کم ندارد برای قدرتمند شدن
اصل نگرش و تلاش است

۵- آخرین کتابی که خواندید چه بود ؟

راستش در حال خواندن مجدد دو تا کتاب هستم .سخنرانی(ted) چگونه سخنران خوبی باشم و نبرد هنرمند.

۶- توصیه شما به دخترانی که دوست دارند جایگاه خودشان را در شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده و بدرخشند چیست؟

لحظاتی که در بطن های امید های واهی و ترس دست و پا میزنی قطعا جهان طلوع حیرت انگیزش را با این موسیقی به رُخمان میکشد.
تجربه های ما همه چیز ماست به گمانم میتواند دَوای روزهای‌مبادایمان باشد و هر آنکه‌تورا فرو میبرد در بادهای موسوم‌ که بروی گم‌شوی که شرجی نگاهشان را بخوانی!
لای عطر های خیال انگیزشان‌بخوانی اما سعیم بر مرور و انتقال عواطفِ قلبم بود.
به دل نگیرید،بشنوید.
من زاده شده ام از همین کشور زیر همین آسمان قبل از هر چیز میخواهم برایت بگویم .
انتخابِ من در زندگی سختی نبود اما کشیدم،روزگار بد نبود اما چشیدم،شب های پر از گریه نبود اما گذراندم.
فقط میخواهم بگویم اقدام چاره است .
چاره را بَلد باشید.

۷- عامل موفقیت خود را چه می‌دانید؟ و بزرگترین آرزوی شما چیست؟

این را بگویم که من آرزو را واژه ای دست نیافتنی میدانم من میگویم هدف اینکه کاشته هایم را به موقع دِرو خواهم کرد اینکه اعتقاد راسخ دارم بر این اصل که هر کداممان دارای استعداد و توانایی هستیم به شرط آنکه درست بشناسیم و در جای درست خرجش کنیم .هدف من شاید همان نقطه ی کمال گرایی ذهنم باشد .اینکه روزی بتوانم تمام قد فرد مفیدی برای جامعه باشم و خودم به وجودم افتخار کنم و خانواده و هم وطنانم نیز اینکه بتوانم هدف هایم را یک به یک سبز کنم و با انگیزه و قدرتمند پیش بروم.

۸- حرف آخر با دختران و زنان گیلانی؟
به چشمانتان اعتقاد داردم به دِلِتان اعتقاد دارم به ولله که هیچ واژه ای دَم خورتان نیست.برای ما یک شما بَس!باید نفستان همیشه به این زندگی بخورد..باید بهار باشد.. برکت لحظه ها پشت سر هر دختر موفقی یک دختر کوچولو هست که یه روز به خودش قول داده که روی پاهای خودش بایسته و مستقل باشه روزی که دختر دار بشوم!
قطعاً به او یاد نخواهم داد که جایگاهت یک زن است بَس!
من به او نمیگویم فلان رشته را محض علاقه ی من بخوان به او میگویم فوکوس کن روی اطلاعاتت ،فوکوس کردن را به او خواهم آموخت (دقت کردن) بیراهه را نشانش میدهم، اشتباهات را به رُخش میکشم ،بادکنک را در صورتم میترکانم و درد هایم را فریاد میزنم، از میانبر های زندگیم برایش اجرا میکنم که قطعاً ستاره ی صحنه ای میشود برای خود،روزی که دختر دار شوم!
روزی که تمام دختران دنیا را به حکمِ قدرتشان و اَبر قدرت زندگیشان تحسین میکنم .من تمام قد افتخار میکنم برای دختر بودنم.